السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
45
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
و كلى بوده ، شامل مستحب و مكروه و مباح است . و اين احكام با وعده و وعيد نسبت به بهشت و دوزخ در دل اين گروه جاى گرفته است و با خو گرفتن به امر به معروف و نهى از منكر و تكرار اين عمل ، باور قلبى ايشان گشته است و بر جاى مىماند ، زيرا تكرار و عادت نزد عوام مردم خود قوىترين برهان است . و احكامى نيز مخصوص طبقهء دوم هست كه نسبت به دستهء سوم داراى افزايشها و فزونىهايى است . و عمدهء فرق بين دستهء دوم و دستهء سوم ، چنانكه پيشتر دانستيم در قدرت و ضعف علمى و تأثير آن نهفته است . و اما نسبت به دستهء اول ، احكام دقيقترى در شريعت اسلام به چشم مىخورد ؛ چهبسا امرى كه نسبت به دستهء دوم و سوم مباح يا مستحب يا مكروه است اما همان امر براى دستهء اول واجب يا حرام باشد ، زيرا آنچه براى نيكان نيكى و كمال شمرده مىشود نسبت به مقرّبان بدى و نقص به شمار مىآيد كه : حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين « 1 » و اين البته تنها در مورد دستهء اول است و شامل غير آنان نمىشود . و اين دستهء اول احكام و امورى مخصوص به خود دارند كه در دستهء دوم و سوم يافت نمىشود و غير اين دسته هرگز به آن امور كه مختص به ايشان است پىنبرده و راهى به فراگيرى آن نيز ندارند . و همهء اين تفاوتها براى اين است كه ويژگى اصلى دستهء اول و بنياد كار ايشان بر محبت الهى و خدادوستى است نه نفسپرستى و نفسدوستى ، و نيز تفاوت اين دسته با دو دستهء ديگر در نحوهء علم و ادراك است نه قدرت يا ضعف علم و ادراك . و تو اى خوانندهء عزيز ! هرگاه خواستى چيزى از اين معنى را ادراك كنى ، در اقسام اتحاد تأملى نيك بكن ، زيرا براى هر يك از معاشرت و صداقت و خلّت ( دوستى و رفاقت ) احكامى است و براى محبت ، عشق ، وجد ، وله ، شيدايى و آنچه كه « فنا » ناميده مىشود ، احكامى ديگر است كه حكم هر يك نيز مخصوص و ويژهء خود او است و به غير آن سرايت نمىكند . فشردهء كلام و چكيدهء سخن اينكه شرايع الهى ، به ويژه شرع مقدس اسلام در جميع جزئى و كلى خود به همان هدف اصلى و اساسى كه عبارت از توجه
--> ( 1 ) . زبدة البيان فى احكام القرآن ، ص 78 . - و .